تبلیغات
روستای پرگه

روستای پرگه
نویسندگان
اندر آن زمان که این شعر را خواندمی ، شوری شگرف در من پدید آمدندی  از این رو انگشت تدبیر را بر دکمه ی موس فشردمی و یک کپیه زیبا از شعر فراهم کردمی(کپ زنم) و در وبلاگ گذاردمی ، تا سایرین نیز به این شور عظمی دست یابندی! 


برای خواندن شعر بر روی ادامه ی مطللب کلیک کنید 



ما به مـــسجــد طرح نو انداختیــم
خود غلط بود آنچه را که ساختیــم

ما مکانـــــی بهتر از این داشتیــم
ایــــده ها را روی هــم انباشتیــم

مثل عصــــــر جاهلیت ما هنــــوز
مـی شود آیا شویـــم روزی به روز

دست برداریـــم ز مشتی اعتـقاد
بـــــگذرد دوران قحطی ســـــــواد

آن زمـــان باید شروع کرد یــک بنا
مسجدی در شــــأن مردان خـــدا

حیف از آن پولی که اینجا صرف شد
سـازه ای با صـد حدیث و حرف شـد

یک نفر مــی داد زمینش با درخت
دیگری می کرد دائــــم کار سخت

یک نفر می داد پولش بی درنـــگ
یک نفر هم پیش پا انداخت سنگ

یک نفر بخشید پــــــول نازنیـــــن
یک نفر هرگز نداد یک متر زمـــین

عــــمر یک عده در اینجا شد تبـاه
ایـــــن بنا در این مکان بود اشتباه

عـــــده ای گفتند از روی غـــرض
جای مسجد کی توان کردن عوض

غافل از این که پس از چندین سال
قــــبـــله را حتـــــی بدادند انتقال

مـــــن پـذیرایم شما را انـتـــــقاد
احترام تا کـــی به هرچه اعـتـقـاد

گر دلت بهـــــزاد گردیده خنــــــگ
قـــد یک آجـــر به مسجد کن کمک





طبقه بندی: روستای پرگه، 
برچسب ها: روستای پرگه، پرگه، بهزاد کوهستانی، شعر در خصوص پرگه، شعر د مورد پرگه، pargeh، مسجد روستای پرگه،  
[ دوشنبه 26 خرداد 1393 ] [ 03:14 ب.ظ ] [ سعید کوهستانی ]

درباره وبلاگ

این وبلاگ صرفا جهت تفریح ایجاد شده!!!
امیدوارم خوشتون بیاد!!
;-)
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :